آیا مراحل بیشتر برای پراپ بهتر است یا مراحل کمتر؟


زمان مطالعه : 12 دقیقه

تاریخ انتشار : 1405/05/28

یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها هنگام انتخاب چالش پراپ، تعداد مراحل ارزیابی است. بعضی از پراپ‌فرم‌ها مسیرهای تک‌مرحله‌ای یا دومرحله‌ای ارائه می‌کنند و بعضی دیگر، ارزیابی تریدر را در سه، چهار یا حتی مراحل بیشتری انجام می‌دهند. اگر قوانین دو چالش تقریباً در یک سطح باشند، مراحل کمتر به معنی مسیر کوتاه‌تر، تعداد فیلترهای کمتر و نقاط شکست کمتر تا رسیدن به حساب ریل است؛ به همین دلیل این مدل معمولاً برای تریدری جذاب‌تر است که استراتژی تثبیت‌شده‌ای دارد و می‌خواهد سریع‌تر از فرآیند Evaluation یا ارزیابی عبور کند. 
در مقابل، مراحل بیشتر معمولاً مسیر طولانی‌تری ایجاد می‌کنند، اما قیمت پایین‌تر آنها می‌تواند امکان چند تلاش با یک بودجه مشخص را فراهم کند. بنابراین تریدری که ترجیح می‌دهد هزینه هر چالش را پایین نگه دارد، ممکن است آگاهانه یک چالش چندمرحله‌ای را انتخاب کند. در واقع انتخاب بین این دو ساختار، انتخاب میان «مسیر کوتاه‌تر با هزینه بیشتر» و «مسیر طولانی‌تر با هزینه کمتر» است و پاسخ برای همه تریدرها یکسان نیست؛ بودجه، تجربه، ثبات عملکرد و سرعت موردنظر برای رسیدن به حساب ریل در این تصمیم نقش دارند. در ادامه توضیح می‌دهیم که چرا این تفاوت‌ها اهمیت دارند و چگونه می‌توان بین این دو ساختار انتخاب دقیق‌تری داشت. 

تعداد مراحل چالش پراپ دقیقاً چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

مرحله Evaluation یا ارزیابی در پراپ تریدینگ دوره‌ای است که شرکت پراپ عملکرد تریدر را از نظر سودآوری و مدیریت ریسک ارزیابی می‌کند. تریدر باید ضمن رسیدن به تارگت تعیین‌شده، قوانین حساب را نیز رعایت کند. اگر یک چالش پراپ چهارمرحله‌ای باشد، تریدر باید چهار بار شرایط تعیین‌شده را پشت سر بگذارد تا به مرحله نهایی برسد. این شرایط می‌تواند شامل رسیدن به تارگت سود، رعایت دراداون روزانه و کلی، حفظ حداقل روز معاملاتی و رعایت سایر قوانین چالش باشد. در یک چالش پراپ تک‌مرحله‌ای، این مسیر تنها یک بار طی می‌شود.  بنابراین از نظر ساختاری، تعداد نقاطی که امکان متوقف شدن تریدر در آنها وجود دارد کمتر خواهد بود. 
اما کاهش تعداد مراحل معمولاً یک اثر دیگر نیز دارد: افزایش قیمت ورود. شرکت پراپ با کوتاه کردن فرآیند ارزیابی، تریدر را در مراحل کمتری بررسی می‌کند و به همین دلیل در بسیاری از مدل‌های پراپ، چالش‌های کم‌مرحله با قیمت بیشتری ارائه می‌شوند. بنابراین تفاوت اصلی صرفاً در «آسان یا سخت بودن» نیست. تریدر در واقع میان دو مدل متفاوت از ارزیابی و هزینه انتخاب می‌کند. 

اگر تریدری استراتژی تثبیت شده ای ندارد،  و مدریت سرمایه او قابل قبول نیست، هیچ پراپی به او کمک نمیکند

چرا مراحل کمتر در پراپ جذاب هستند؟

مسیر کوتاه‌تر تا حساب ریل

واضح‌ترین مزیت چالش‌های کم‌مرحله، کوتاه‌تر شدن مسیر Evaluation یا ارزیابی است. فرض کنید تریدر استراتژی مشخصی دارد، مدیریت سرمایه او تثبیت شده و تجربه کافی برای کنترل دراداون را به دست آورده است. برای چنین فردی، عبور از چندین مرحله مشابه ممکن است ارزش زیادی ایجاد نکند. او ممکن است ترجیح دهد هزینه بیشتری برای خرید چالش پرداخت کند اما مراحل ارزیابی کمتری در مقابل خود داشته باشد. در چنین شرایطی، قیمت بالاتر صرفاً هزینه یک حساب نیست. تریدر در واقع برای کاهش زمان رسیدن به حساب ریل و کم کردن اصطکاک مسیر ارزیابی نیز هزینه پرداخت می‌کند.

مراحل کمتر و تعداد نقاط شکست

برای درک بهتر تأثیر تعداد مراحل باید بین «سختی یک مرحله» و «سختی کل مسیر» تفاوت قائل شویم. فرض کنیم دو چالش دقیقاً قوانین یکسانی داشته باشند و تنها تفاوت آنها تعداد مراحل باشد. اگر تریدر در هر مرحله، صرفاً برای مثال، ۷۰ درصد احتمال موفقیت داشته باشد، در یک چالش تک‌مرحله‌ای همان یک مرحله را باید با موفقیت پشت سر بگذارد. اما اگر شرایط مشابه در مرحله دوم نیز تکرار شود، تریدر باید هر دو مرحله را با موفقیت طی کند. در یک مدل ریاضی بسیار ساده، احتمال عبور از هر دو مرحله حدود ۴۹ درصد خواهد شد. اگر سه مرحله مشابه وجود داشته باشد، این عدد حدود ۳۴ درصد و در چهار مرحله نزدیک به ۲۴ درصد می‌شود.
این اعداد آمار واقعی نرخ موفقیت تریدرهای پراپ نیستند و فقط برای نشان دادن اثر اضافه شدن مراحل به یک مسیر ارزیابی استفاده می‌شوند. در دنیای واقعی، تارگت سود، دراداون، قوانین هر مرحله، وضعیت بازار و کیفیت عملکرد تریدر بر نتیجه اثر می‌گذارند. اما اصل مهم همچنان باقی می‌ماند: اگر سطح سختی مراحل تقریباً یکسان باشد، هر مرحله جدید یک فیلتر اضافی است که تریدر باید از آن عبور کند. بنابراین وقتی درباره نرخ موفقیت در چالش پراپ صحبت می‌کنیم، نباید فقط به یک مرحله نگاه کنیم. کل مسیر از شروع ارزیابی تا رسیدن به حساب ریل اهمیت دارد.

مراحل کمتر الزاماً به معنی چالش آسان‌تر نیست

یکی از برداشت‌های اشتباه درباره پراپ تک‌مرحله‌ای این است که تک‌مرحله‌ای بودن را مساوی با آسان بودن بدانیم. چنین رابطه مستقیمی وجود ندارد. ممکن است یک چالش تک‌مرحله‌ای تارگت سود بیشتری داشته باشد یا میزان Drawdown آن محدودتر باشد. در مقابل ممکن است یک چالش دومرحله‌ای در هر مرحله تارگت سبک‌تری تعیین کرده باشد. به همین دلیل، برای مقایسه واقعی دو چالش پراپ باید تعداد مراحل را در کنار تارگت سود، دراداون روزانه، دراداون کلی، محدودیت زمانی، حداقل روز معاملاتی و سایر قوانین بررسی کرد. با این حال، اگر قوانین و سطح دشواری دو چالش تقریباً مشابه باشد، کمتر بودن مراحل همچنان به معنی کوتاه‌تر شدن کل مسیر ارزیابی است. 

چرا بعضی تریدرهای حرفه‌ای برای مراحل کمتر بیشتر هزینه می‌کنند؟

فرض کنید یک تریدر چند سال سابقه حضور در بازار دارد، استراتژی او بارها بک تست و فوروارد تست شده، مدیریت سرمایه مشخصی دارد و می‌تواند دراداون حساب را کنترل کند. برای چنین فردی، عبور از چندین مرحله ارزیابی الزاماً مزیت بزرگی ایجاد نمی‌کند. ممکن است این تریدر ترجیح دهد تنها در یک یا دو مرحله عملکرد خود را اثبات کند و سریع‌تر به حساب ریل برسد. در این شرایط، پرداخت قیمت بیشتر برای چالش پراپ با مراحل کمتر می‌تواند تصمیمی منطقی باشد؛ زیرا برای این تریدر، زمان نیز یک دارایی است. اگر مرحله اول چند هفته زمان ببرد و بعد از آن مرحله دوم و سوم آغاز شود، فاصله میان خرید چالش و دریافت حساب ریل می‌تواند قابل‌توجه باشد. بنابراین برای تریدری که از نظر تجربه و سرمایه آمادگی کافی دارد، سرعت رسیدن به حساب ریل ممکن است از کاهش هزینه اولیه مهم‌تر باشد. 


چرا مراحل بیشتر همچنان انتخاب بسیاری از تریدرهاست؟

اگر چالش‌های کم‌مرحله مسیر کوتاه‌تری دارند، این سؤال طبیعی است که چرا تعداد زیادی از تریدرها همچنان پراپ چندمرحله‌ای را انتخاب می‌کنند. پاسخ اصلی را باید در قیمت و مدیریت بودجه جست‌وجو کرد. یک تریدر واقع‌بین باید احتمال شکست را نیز بخشی از مدل تصمیم‌گیری خود بداند. حتی تریدر باتجربه نیز نمی‌تواند تضمین کند که هر چالشی را در اولین تلاش پاس می‌کند. ممکن است چند معامله زیان‌ده پشت سر یکدیگر اتفاق بیفتد، شرایط بازار با استراتژی او هماهنگ نباشد یا یک تصمیم اشتباه باعث از دست رفتن حساب شود. بنابراین سؤال حرفه‌ای فقط این نیست که «قیمت این چالش چقدر است؟» سؤال مهم‌تر این است: با بودجه‌ای که برای ورود به پراپ دارم، چند تلاش واقعی می‌توانم انجام دهم؟ اینجاست که چالش‌های چندمرحله‌ای و ارزان‌تر برای بخشی از تریدرها ارزش پیدا می‌کنند. 

هزینه کمتر هر تلاش

یکی از مهم‌ترین مزایای چالش‌های چندمرحله‌ای، پایین‌تر بودن هزینه ورود در بسیاری از مدل‌های پراپ است. برای تریدری که نمی‌خواهد بخش بزرگی از سرمایه خود را برای یک تلاش هزینه کند، کاهش قیمت اولیه می‌تواند مزیت مهمی باشد. او می‌پذیرد که برای رسیدن به حساب ریل باید مراحل بیشتری پشت سر بگذارد، اما در مقابل هزینه هر تلاش خود را پایین‌تر نگه می‌دارد. این مدل مخصوصاً برای تریدری جذاب است که احتمال Retry یا شروع مجدد را از ابتدا در برنامه مالی خود در نظر می‌گیرد. 

چند تلاش با یک بودجه ثابت

فرض کنید یک تریدر بودجه مشخصی برای ورود به پراپ دارد. یک انتخاب این است که بیشتر این بودجه را برای یک چالش کم‌مرحله و گران‌تر هزینه کند. انتخاب دیگر این است که یک چالش پراپ چندمرحله‌ای ارزان‌تر بخرد و بخشی از بودجه را برای تلاش‌های احتمالی بعدی حفظ کند. اگر تریدر بسیار آماده باشد و احتمال موفقیت خود را بالا ارزیابی کند، مسیر اول می‌تواند جذاب‌تر باشد. اما اگر تریدر هنوز در حال تطبیق با فضای پراپ است و احتمال می‌دهد چند بار برای رسیدن به نتیجه تلاش کند، مسیر دوم ممکن است از نظر اقتصادی منطقی‌تر باشد. بنابراین محبوبیت چالش‌های چندمرحله‌ای الزاماً ناشی از ناآگاهی تریدر نیست. برای بعضی از معامله‌گران، این انتخاب بخشی از مدیریت سرمایه برای ورود به پراپ است. 

قیمت چالش یا هزینه واقعی رسیدن به حساب ریل؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که هنگام خرید چالش پراپ باید در نظر گرفته شود، تفاوت میان «قیمت یک چالش» و «هزینه واقعی رسیدن به حساب ریل» است. این دو همیشه برابر نیستند. فرض کنید یک چالش ۱۰ میلیون تومان قیمت داشته باشد و تریدر آن را در همان تلاش اول پاس کند. هزینه ارزیابی او همان ۱۰ میلیون تومان بوده است. اما ممکن است یک چالش دیگر فقط ۳ میلیون تومان قیمت داشته باشد و تریدر برای رسیدن به حساب ریل چهار بار آن را خریداری کند. در این شرایط، مجموع هزینه او به ۱۲ میلیون تومان رسیده است. از سوی دیگر ممکن است همان قیمت پایین‌تر به تریدر اجازه دهد چند تلاش مستقل داشته باشد و در یکی از آنها موفق شود. 
بنابراین قیمت اسمی چالش به‌تنهایی معیار مناسبی برای تشخیص اقتصادی بودن یک پراپ نیست. معیار حرفه‌ای‌تر، هزینه مورد انتظار برای رسیدن به حساب ریل است. تریدر باید هزینه هر تلاش، تعداد مراحل، احتمال شکست، شرایط شروع مجدد و بودجه کل خود را در کنار یکدیگر ببیند. 

برای بررسی کی چالش باید تک تک قانون های پراپ را کنار هم بررسی کرد

تأثیر تعداد مراحل بر فشار روانی تریدر

موضوع دیگری که در مقایسه پراپ تک‌مرحله‌ای و چندمرحله‌ای اهمیت دارد، فشار روانی فرآیند ارزیابی است. پاس کردن یک مرحله فقط به معنی رسیدن به تارگت سود نیست. تریدر باید طی یک دوره، در چارچوب قوانین باقی بماند، مدیریت ریسک خود را حفظ کند و در برابر تصمیم‌های هیجانی مقاومت نشان دهد. فرض کنید تریدر مرحله اول را با موفقیت پشت سر گذاشته و در مرحله دوم نیز به تارگت نزدیک شده است. هرچه به انتهای فرآیند نزدیک‌تر می‌شود، ممکن است فشار روانی برای «تمام کردن چالش» افزایش پیدا کند. در همین نقطه است که برخی تریدرها از پلن معاملاتی خود فاصله می‌گیرند، حجم معاملات را افزایش می‌دهند یا تلاش می‌کنند چند درصد باقی‌مانده را سریع‌تر به دست آورند. 
هر مرحله اضافه، یک دوره جدید از همین فرآیند تصمیم‌گیری است. بنابراین کاهش تعداد مراحل می‌تواند تعداد دفعاتی را که تریدر در فضای ارزیابی و تحت فشار رسیدن به تارگت معامله می‌کند نیز کاهش دهد. این موضوع به‌خصوص برای تریدرهایی که از نظر فنی قوی هستند اما در دوره‌های طولانی ارزیابی دچار افت تمرکز می‌شوند اهمیت دارد. 

برای تریدر حرفه‌ای مراحل کمتر بهتر است یا بیشتر؟

برای تریدری که استراتژی معاملاتی تثبیت‌شده، سابقه کافی و توانایی مدیریت دراداون دارد، مسیر کم‌مرحله معمولاً جذابیت بیشتری دارد. چنین تریدری ممکن است ترجیح دهد هزینه بالاتری پرداخت کند اما سریع‌تر وارد حساب ریل شود. با این حال، حرفه‌ای بودن الزاماً به این معنی نیست که تریدر باید گران‌ترین یا کم‌مرحله‌ترین چالش را انتخاب کند. یک تریدر باتجربه ممکن است مدل مالی متفاوتی داشته باشد و آگاهانه ترجیح دهد هزینه هر تلاش را کاهش دهد. بنابراین حتی میان معامله‌گران حرفه‌ای نیز یک پاسخ واحد وجود ندارد. معیار اصلی باید تناسب ساختار چالش با مدل معاملاتی و مالی تریدر باشد. 

برای تریدر تازه‌کار مراحل بیشتر بهتر است؟

در مورد تریدر تازه‌کار نیز نمی‌توان یک حکم قطعی صادر کرد. اگر فرد هنوز استراتژی تثبیت‌شده‌ای ندارد و مدیریت سرمایه او به مرحله قابل‌قبولی نرسیده است، هیچ نوع چالش پراپی نمی‌تواند جای تمرین و کسب تجربه را بگیرد. اما اگر تریدر به سطحی رسیده که قصد دارد فضای پراپ را تجربه کند، ممکن است ترجیح دهد در تلاش‌های اولیه هزینه کمتری متحمل شود. در این شرایط، چالش چندمرحله‌ای با قیمت پایین‌تر می‌تواند فشار مالی هر تلاش را کاهش دهد. با این حال، پایین بودن قیمت نباید باعث شود خرید مکرر چالش جای تحلیل عملکرد و اصلاح اشتباهات را بگیرد. 

برای تریدر با استراتژی تثبیت شده چالش کم مرحله جذابیت بیشتری دارد.

چند تلاش ارزان‌تر یا یک مسیر سریع‌تر؟

در نهایت، بخش مهم تصمیم‌گیری به همین سؤال برمی‌گردد. آیا ترجیح می‌دهید هزینه بیشتری پرداخت کنید و مسیر کوتاه‌تری تا حساب ریل داشته باشید؟ یا ترجیح می‌دهید هزینه هر تلاش پایین‌تر باشد و امکان چند تلاش را برای خود حفظ کنید؟ رویکرد اول برای تریدری جذاب‌تر است که آمادگی بالایی دارد، زمان برای او مهم است و نمی‌خواهد چند مرحله مشابه را پشت سر بگذارد. رویکرد دوم برای تریدری مناسب‌تر است که نسبت به هزینه هر تلاش حساس است و ترجیح می‌دهد بودجه خود را بین چند فرصت تقسیم کند. هر دو تصمیم می‌توانند حرفه‌ای باشند. مهم این است که انتخاب از روی ساختار و منطق انجام شود، نه صرفاً براساس عدد قیمت یا تعداد مراحل. 

هنگام مقایسه چالش‌های پراپ فقط تعداد مراحل را نبینید

تعداد مراحل فقط یکی از مؤلفه‌های انتخاب یک چالش پراپ مناسب است. ممکن است یک چالش تک‌مرحله‌ای به دلیل تارگت بالا یا دراودان محدود، در عمل دشوارتر از یک چالش دومرحله‌ای باشد. همین موضوع درباره محدودیت زمانی نیز صادق است. ممکن است چالش چندمرحله‌ای محدودیت زمانی نداشته باشد و برای یک تریدر محافظه‌کار مناسب‌تر از یک حساب تک‌مرحله‌ای با فشار زمانی باشد. بنابراین هنگام مقایسه چالش‌های پراپ باید تعداد مراحل را همراه با تارگت سود، دراداون روزانه، دراداون کلی، محدودیت زمانی، حداقل روز معاملاتی، شرایط تلاش مجدد، قوانین معاملات و شرایط حساب ریل بررسی کرد. تنها در این صورت می‌توان درباره سختی یا ارزش واقعی یک چالش قضاوت کرد. 

بالاخره مراحل بیشتر برای پراپ بهتر است یا مراحل کمتر؟

اگر بخواهیم پاسخ نهایی را بدون پیچیدگی بیان کنیم، مراحل کمتر از نظر ساختاری مسیر کوتاه‌تر و تعداد فیلترهای کمتری تا حساب ریل ایجاد می‌کنند. اگر قوانین دو چالش تقریباً مشابه باشند، این موضوع می‌تواند احتمال عبور از کل مسیر را افزایش دهد و زمان ارزیابی را کاهش دهد. در مقابل، قیمت ورود چنین ساختارهایی معمولاً بیشتر است. چالش‌های چندمرحله‌ای مسیر طولانی‌تر و نقاط شکست بیشتری دارند، اما قیمت پایین‌تر آنها می‌تواند امکان چند تلاش با بودجه مشابه را برای تریدر فراهم کند. برای تریدری که استراتژی تثبیت‌شده دارد، زمان برای او اهمیت زیادی دارد و می‌خواهد سریع‌تر به حساب ریل برسد، مراحل کمتر می‌تواند انتخاب مناسب‌تری باشد. 
برای تریدری که ترجیح می‌دهد هزینه هر تلاش را کاهش دهد و امکان چند تلاش را داشته باشد، مراحل بیشتر می‌تواند منطقی‌تر باشد. بنابراین بهترین چالش پراپ الزاماً چالشی نیست که کمترین تعداد مراحل یا پایین‌ترین قیمت را داشته باشد. بهترین انتخاب، چالشی است که ساختار آن با بودجه، تجربه، استراتژی و مدل مدیریت ریسک تریدر هماهنگ باشد. 

نگاه رابین‌سود به انتخاب چالش پراپ

در رابین‌سود، انتخاب چالش نباید صرفاً براساس قیمت، عدد سرمایه اسمی یا تعداد مراحل انجام شود. تریدر باید قبل از ورود بداند در مقابل مبلغی که پرداخت می‌کند چه مسیر ارزیابی‌ای در انتظار اوست و این مسیر تا چه اندازه با سبک معاملاتی‌اش سازگار است. برای یک تریدر، کوتاه بودن مسیر ممکن است مهم‌ترین مزیت باشد و برای تریدر دیگری، پایین‌تر بودن هزینه ورود و امکان چند تلاش اهمیت بیشتری داشته باشد. به همین دلیل، هنگام مقایسه چالش‌های پراپ رابین‌سود نیز بهتر است ساختار کامل هر چالش بررسی شود؛ از تعداد مراحل و تارگت‌ها گرفته تا دراداون، قوانین معاملاتی و شرایط ورود به حساب ریل. تصمیم حرفه‌ای زمانی گرفته می‌شود که تریدر بداند در هر انتخاب چه مزیتی به دست می‌آورد و در مقابل چه هزینه، زمان یا ریسکی را می‌پذیرد. 

سوالات متداول درباره تعداد مراحل چالش پراپ

آیا چالش تک‌مرحله‌ای همیشه بهتر از چالش چندمرحله‌ای است؟

خیر. تک‌مرحله‌ای بودن فقط به معنی کوتاه‌تر بودن فرآیند ارزیابی است. تارگت سود، میزان دراداون، محدودیت زمانی و قوانین معاملاتی می‌توانند یک چالش تک‌مرحله‌ای را دشوارتر از یک مدل چندمرحله‌ای کنند. 

آیا مراحل کمتر باعث افزایش نرخ موفقیت در پراپ می‌شوند؟

اگر سطح سختی و قوانین مراحل مشابه باشند، کاهش تعداد مراحل به معنی کمتر شدن تعداد فیلترهایی است که تریدر باید برای رسیدن به حساب ریل پشت سر بگذارد. با این حال، نرخ موفقیت واقعی به عوامل بیشتری مانند مهارت تریدر، مدیریت ریسک، تارگت سود و قوانین حساب وابسته است. 

چرا چالش‌های چندمرحله‌ای ارزان‌تر هستند؟

در بسیاری از مدل‌های پراپ، مراحل بیشتر به شرکت اجازه می‌دهند عملکرد تریدر را در دوره طولانی‌تری ارزیابی کند. به همین دلیل ممکن است هزینه ورود این حساب‌ها کمتر از مدل‌های کم‌مرحله تعیین شود. 

چالش پراپ ارزان‌تر انتخاب اقتصادی‌تری است؟

نه همیشه. باید مجموع هزینه تمام تلاش‌ها را محاسبه کرد. ممکن است یک حساب ارزان‌تر چند بار خریداری شود و در نهایت هزینه بیشتری نسبت به یک چالش گران‌تر ایجاد کند. 

برای تریدر حرفه‌ای چالش تک‌مرحله‌ای بهتر است؟

اگر تریدر استراتژی تثبیت‌شده‌ای داشته باشد و سرعت رسیدن به حساب ریل برای او مهم باشد، مسیر کم‌مرحله می‌تواند جذاب‌تر باشد. اما برخی تریدرهای حرفه‌ای نیز برای مدیریت بهتر بودجه، چالش‌های چندمرحله‌ای را ترجیح می‌دهند. 

برای انتخاب بهترین چالش پراپ چه عواملی مهم هستند؟

بهترین انتخاب زمانی انجام می‌شود که تعداد مراحل در کنار قیمت، تارگت سود، دراداون روزانه و کلی، محدودیت زمانی، حداقل روز معاملاتی، قوانین معامله، شرایط Retry و شرایط حساب ریل بررسی شود. 

جمع‌بندی

تعداد مراحل در پراپ فقط یک عدد نیست؛ این عدد روی زمان، هزینه، تعداد فیلترهای ارزیابی و مدل مدیریت بودجه تریدر اثر می‌گذارد. مراحل کمتر معمولاً مسیر سریع‌تری ایجاد می‌کنند و برای تریدری مناسب‌اند که می‌خواهد با کمترین اصطکاک ممکن به حساب ریل برسد. مراحل بیشتر معمولاً ارزان‌ترند و می‌توانند برای تریدری که به دنبال کاهش هزینه هر تلاش و حفظ امکان چند تلاش است انتخاب مناسبی باشند. در نهایت، تصمیم درست با یک سؤال مشخص می‌شود: برای شما سرعت رسیدن به حساب ریل مهم‌تر است یا امکان داشتن تلاش‌های بیشتر با هزینه کمتر؟ پاسخ همین سؤال می‌تواند مشخص کند کدام نوع چالش پراپ با شرایط واقعی شما سازگارتر است. 

نظر خود را در مورد این صفحه وارد نمایید
captcha

از طریق پلتفرم های زیر با ما در ارتباط باشید
social telegram
social support
social instagram